پرچمی یگانه برای زمین

Program Picture

آموزه‌های نو - فصل ۸

پرچمی یگانه برای زمین
۳۰ خرداد ۱۴۰۲

بررسی مقاله‌های یگانگی، یک‌سانی، و قدرت: آیا نژادها می‌تونن متحد بشن؟ نوشته Sue St Clair و پرچمی برای زمین، نوشته بدیع شمس.

***

فرزاد: دوستان عزیز، سلام. با یک برنامه دیگه از مجموعه آموزه‌های نو در خدمت شما هستیم.

پریسا: دوستان عزیز، من هم به نوبه خودم سلام می‌کنم و امیدوارم خوب و سلامت باشید. امروز هم خلاصه دو مقاله دیگه از وب‌سایت بهائی تیچینگز رو باهاتون در میون می‌ذاریم.

فرزاد: عنوان مقاله اول هست: یگانگی، یکسانی، و قدرت: آیا نژادها می‌تونن متحد بشن نوشته Sue St Clair.

پریسا: و مقاله دوم با عنوان پرچمی برای زمین نوشته بدیع شمس.

فرزاد: ازتون دعوت می‌کنیم طی ده دقیقه آینده ما رو همراهی کنید.

پریسا: سو ساکن کارولینای جنوبی‌یه. از ۱۹ سالگی در کارهای جامعه‌سازی آیین بهائی در محله و شهر خودش فعاله و در کنار فعالیت‌های اجتماعی، برای وب‌سایت بهائی تیچینگز هم مقاله می‌نویسه.

فرزاد: سو مطلبش رو با اشاره به یک موضوع مهم و جالب شروع می‌کنه: برای رسیدن به اتحاد باید فکر یکسان بودن رو از ذهن‌مون پاک کنیم.

پریسا: این نکته  توجه من رو هم به خودش جلب کرد. چون تاثیراتش رو هر روز نه تنها در ابعاد بزرگ بلکه در ابعاد خیلی کوچک زندگیمون هم حس می‌کنیم. تو خیلی از روابط روزانه‌مون توقع داریم که دیگران همون کاری رو بکنن که ما می‌کنیم یا برعکس. از نحوه غذا خوردن و تربیت بچه گرفته تا چیدمان مبلمان منزل و غیره. تا دیروز که خانواده‌ها شکل سنتی‌تری داشتن و تعداد بیشتری با هم زندگی می‌کردن، به قول معروف باتجربه‌ترها مدام قصد روشن کردن دیگران رو داشتن. این روزها که زندگی به قولی شکل مدرن‌تری به خودش گرفته پست‌های اینستاگرامی می‌بینی با عنوان: این نوع مبلمان رو نخر، خونه‌ات رو این طور تزیین کن، این رنگ لباس‌ها رو با هم نپوش، موقع عکس این طوری ژست نگیر و هزار و یک چیز دیگه. انگار قدرت خلاقیت از آدم‌ها گرفته شده.

فرزاد: می‌بینم که دل پری داری. خوب شد فرصتی پیدا کردی درد دل کنی.

پریسا: ممنون از این فرصت. فکر می‌کنم حرف دل خیلی‌ها رو زدم.

فرزاد: من هم با تو و هم با نویسنده مقاله موافقم. موقعی حس اتحاد و یگانگی بهمون دست می‌ده که توقع نداشته باشیم همه مثل ما باشن، مثل ما فکر کنن و این فرصت رو به خودمون و دیگران بدیم که تفاوت‌ها رو ببینن و از همدیگه یاد بگیریم.

پریسا: دقیقا. نکته مهم‌تر اینه که چشم پوشیدن روی تفاوت‌ها باعث دسته‌بندی می‌شه و همین شد که خیلی جاها مثل آمریکا بین گروه‌های مختلف دسته‌بندی شد. بین فقیر و غنی و سیاه و سفید دسته‌بندی شد. اختلاف طبقاتی به وجود اومد. همه این‌ها باعث شد که برده‌داری توجیه بشه و قوانینی در حمایت از برده‌داری وضع بشه. حالا بعد از این همه سال که برده‌داری منع شده، عواقبش دامن جامعه آمریکا رو گرفته و این شکاف هنوز به طور محسوسی در جامعه وجود داره.

فرزاد: اگر اجازه بدی قسمتی از ترجمه یکی از پیام‌های بیت العدل، شورای بین‌المللی و عالی‌ترین مقام تصمیم‌گیری آیین بهائی رو که درباره نژادپرستی: “نژادپرستی انحرافی عمیق از معیارهای اخلاقی است که مانع می‌شود بخشی از بشریت به پرورش و بیان همه‌جانبه توانایی‌های خود بپردازد و زندگی معنادار و شکوفایی داشته باشد. در عین حال، نژادپرستی پیشرفت بقیه نوع بشر را هم خدشه‌دار می‌سازد.”

پریسا: ممنون. در این قسمت می‌خوام به سوالی که نویسنده مقاله در انتهای مطلبش طرح می‌کنه اشاره کنم. چه چیزی می‌تونه این بیماری چهارصد ساله رو که در روح و جان انسان‌ها، ملت‌ها، دولت‌ها، قانون‌گذاران رخه کرده درمان کنه؟

فرزاد: خب، جوابش به طور خلاصه در آیین بهائی یک کلمه است: محبت یا عشق. توضیح بیشتر را اگر اجازه بدی از زبان حضرت عبدالبهاء بشنویم. ایشون در یکی از سخنرانی‌هاشون در سفرشون به اروپا جملاتی به این مضمون بیان می‌کنند:

چه نیرویی دارد عشق؛ از همۀ نیروها شگفت‌انگیزتر و بزرگتر است عشق. به بی‌جان جان می‌بخشد؛ در دلی که سرد شده شعله می‌افروزد؛ نومید را امید می‌بخشد و دل اندوهگین را شادمان می‌سازد. در عالم وجود هیچ نیرویی بزرگتر از نیروی عشق نیست. هنگامی که دل آدمی به شعلۀ عشق برفروزد، آماده است که جان فدا کند، حتّی زندگی خویش ایثار نماید. در انجیل فرمود که خدا عشق است.

پریسا: دوستان امیدواریم که تا اینجای برنامه رو پسندیده باشید. دومین مقاله‌ای که امروز با هم مرور می‌کنیم عنوانش هست: پرچمی برای زمین نوشته بدیع شمس.

news letter image

ثبت نام در خبرنامه