مرداد ۸, ۱۳۹۹
سنت و مدرنیته: اجتماع سنتی یا جامعه مدرن

پایی در گذشته و قدمی در آینده. گذشته ای به نام سنت، آینده ای به نام مدرنیته. شاید مهم تر از هر دوی این ها زمان حال، حالی که تلفیقی از هر دو است. تلفیقی گاه گیج کننده و ناپایدار. ناپایدار در میزان وابستگی ما به شاخص های سنتی که پشت سر داریم و نیز میزان شیفتگی ما به نشانه های مدرنیته که در پیش روی ماست.

بی گمان بارها پیش آمده است که جایگاه خویش را در این طیف وسیع و گسترده جستجو کرده ایم و این سوال را پاسخ یافته پنداشته ایم. اما در کوتاه زمانی معیارهایمان تغییر کرده است و باز ما خود را با همان سوال رو در رو دیده ایم: ما کجای طیف سنت و مدرنیته قرار داریم یا دوست داریم که قرار داشته باشیم؟

یکی از شاخص هایی که شاید بیشتر از دیگر شاخص ها ذهن ما را به خود مشغول می دارد، حد و اندازه حریم شخصی است که در سنت تعریفی خاص خود دارد و در مدرنیته تعریفی بسیار متفاوت.

گاهی از این که با تعریف های جدید احساس استقلال بیشتری را تجربه می کنیم خوشحال می شویم و در این مسیر به ناگاه برای این که کسی خصوصی تر حال ما را بپرسد و برای رفع نیازهای ما تلاش و یا حتی مداخله کند دلتنگ می شویم.

گاهی از این که در آپارتمانی زندگی می کنیم که درجه امنیت در آن به قدری زیاد است که ساکنین سایر طبقات نمی توانند وارد طبقه تو بشوند، احساس امنیت می کنیم و درست در میان این حس امنیت به یک نوع تنهایی غریب گرفتار می شویم که چاره اش مرور خاطراتی است که از همزیستی با هم خانه ها و هم محلی هایمان داریم.

به راستی پیدا کردن مرکز ثقل بین سنت و مدرنیته کار آسانی نیست. یکی از قسمت‌های پادکست نقطه سر خط تحت عنوان اجتماع سنتی یا جامعه مدرن به بررسی این کار دشوار می پردازد و تفاوت جامعه با اجتماع را توضیح می دهد و جنبه های مختلفی از آن ها را وا می کاود.

ثبت نام در خبرنامه