حکایت تفریح و تماشا – بخش ۲

حکایت تفریح و تماشا – بخش ۲
بهمن ۵, ۱۳۹۹

به قصد تفرج به کوی و برزن شدیم و از شاه‌راه‌ها گذشتیم و بر راه‌ها قدم نهادیم و «پلید صغیر» به کوچه‌ای شد و بیتی را مقابلْ ایستاد. گفتمش چه شد؟ گفت سُکّان این بیت را عداوتِ دیرینه دارم و خصومتِ کهنه. گفتم از چه؟ گفت ازیرا که سیره‌ مهمان‌نوازی و شیوه‌ غریب‌نوازی ندانند و نخواهند.

ثبت نام در خبرنامه