مرداد ۲۹, ۱۳۹۹
تاثیر موسیقی بر حافظه جمعی

خاطرات، بخشی شگفت انگیز و تعیین کننده در حافظه ما را تشکیل می دهند. این خاطرات گاه کاملا شخصی و خصوصی هستند و گاه از مرزهای فردیت ما عبور می کنند و دایره ای از افراد را در بر می گیرند. مساحت این دایره، گاه کوچک در حد اعضای یک خانواده است و گاه می تواند همه ی مردم یک سرزمین را در خود جای دهد.

خاطره‌های جمعی دیر زمانی است که توجه روانشناسان و کسانی که رفتارهای جمعی را مورد مطالعه و تحقیق قرار می دهند به خود جلب کرده است. یونگ روانشناس شهیر از آن تحت عنوان آرکی تایپ یاد می کند که به زبان ساده تر همان خاطره ها و یا حافظه جمعی یگ گروه از مردم است که در طول تاریخ ذره ذره شکل گرفته و به شکل های مختلف و تحت تاثیر عوامل زیادی خود را به ناگهان نشان می دهد.

به طور مثال یکی از آن عوامل می تواند موسیقی باشد. بعضی از ترانه ها، آهنگ ها، ملودی ها و هارمونی ها در اعماق ذهن و حافظه جمعی یک ملت ریشه کرده است و این قوت و توانایی را دارد که اشتراکات زیادی را به ذهن و قلب مردمی که آن ملت را تشکیل داده اند بیاورد. برای مردم ایران، ترانه  “مرغ سحر” یا سرود “ای ایران” از آشناترین مثال ها در این زمینه می تواند باشد.

مغز انسان کارکردی عجیب دارد. او دریافت هایش را به صورت یک مجموعه در خود حفظ می کند و هر گاه یکی از اجزای این مجموعه پدیدار شود، همه اجزای دیگر را هم به همراه خود از قوه به فعل می آورد. مثلا در مورد همین ترانه ها، وقتی یک ایرانی مرغ سحر را می شنود، تمام خاطرات شخصی و خاطرات ملی میهنی خویش را با جزئیات زمانی و مکانی و حالات و روحیاتی که هنگام شنیدن این ترانه مثلا برای اولین بار داشته را به خاطر می آورد و احساساتی گوناگون از نوستالژی و حس دلتنگی گرفته تا امیدواری یا هویت ملی برایش مرور می شود. این واقعیت یقینا برای مردم دیگر کشورها نیز وجود دارد. یعنی ما انسان ها در این مفهوم به طرزی شگفت انگیز با هم مشترک و به هم شبیه هستیم و فقط در مصداق هایش با هم متفاوتیم.

نکته‌ای که موسیقی دانان به آن معتقدند و شمیم موحد نیز به عنوان فردی که سال هاست در کار تدریس موسیقی است در برنامه «یک گفتگوی ساده» PersianBMS به آن اشاره می کند این است که همه اصوات، اجزای یک صوت اصلی و محوری هستند. درست مثل رنگ های مختلفی که وقتی با هم ترکیب می شوند تشکیل نور سفید را می دهند. این واقعیت علمی از وحدتی بنیادین بین اصوات و نت های موسیقی در سراسر عالم حکایت می کند.

 درست است که ما متعلق به سرزمین های مختلف هستیم، درست است که حافظه جمعی متفاوت از هم داریم، درست است موسیقی ای که این حافظه  جمعی را برای ما آشکار می کند، بسیار متفاوت است با موسیقی ای که همین کار را برای مردم هند، ژاپن، آفریقا یا سرخ پوستان آمریکا می کند٬ اما تحقیقات علمی ثابت کرده است همه این ترانه ها، آهنگ ها، ملودی ها و هارمونی ها در هر سبک از موسیقی که ساخته و پرداخته شده باشند از اصل وحدت در کثرت تبعیت می نمایند.

و حالا این جا این سوال پیش می آید که آیا ما انسان ها نیز می توانیم این قانون زیبای وحدت بخش در علم موسیقی را در جهان انسانی خویش جستجو و کشف کنیم؟

آیا آن دایره‌ای که ابتدای این مقاله از آن صحبت شد می تواند آن قدر بزرگ شود که همه ملل و همه فرهنگ ها را در مساحت خویش جای دهد؟

می توان راجع به آن جدی تر و آگاهانه تر از قبل فکر و تحقیق کرد. نت های موسیقی معلمین خوب و آگاهی در این زمینه هستند.

نظرات و دیدگاه نویسنده این مطلب مستقل بوده و لزوما دیدگاه‌ رسمی جامعه‌ بهائی را منعکس نمی‌کند.

ثبت نام در خبرنامه