یقین یافته

اشکان ، جوانی است که تازه به خارج رفته و در یک رستوران ایرانی بعنوان گارسن مشغول به کارشده.دراین مدت کوتاه، هم با پرسنل وهم با مشتری های دائم رستوران، صمیمی شده است. شبی بعد از اتمام کار در راه برگشت به خانه،تصور می کند که اگر خودش و همه ی این افراد درمحیطی خارج از رستوران به بهانه ای دور هم جمع بشوند، چه تغییری در فضای حاکم بر جمع به وجود خواهد آمد. ناگهان فکری به ذهن اش خطور می کند و او را به هیجان می آورد...

یقینِ یافته ق۶

یقینِ یافته ق۵

یقینِ یافته ق۴

یقینِ یافته ق۴

یقینِ یافته ق۳

یقین یافته

اشکان ، جوانی است که تازه به خارج رفته و در یک رستوران ایرانی بعنوان گارسن مشغول به کارشده.دراین مدت کوتاه، هم با پرسنل وهم با مشتری های دائم رستوران، صمیمی شده است. شبی بعد از اتمام کار در راه برگشت به خانه،تصور می کند که اگر خودش و همه ی این افراد درمحیطی خارج از رستوران به بهانه ای دور هم جمع بشوند، چه تغییری در فضای حاکم بر جمع به وجود خواهد آمد. ناگهان فکری به ذهن اش خطور می کند و او را به هیجان می آورد...

یقینِ یافته ق۲

یقینِ یافته ق۱

Followers
Subscribers
Followers
Subscribers