پنج شنبه, فروردین ۳, ۱۳۹۶

خاطرات یوتاب

حکایت هائی از عشق و تردید و امید. یوتاب که دختری دانشجو است بر اثر یک تصادف رانندگی در بیمارستان بستری و در آنجا با دکتر نادری آشنا می شود.
audio

آقای جعفری برای پدر و خواهران دکتر نادری یک کتاب ردّیه که بر علیه دیانت بهائی نوشته شده می فرستد.
audio

خواهران دکتر نادری به اتّفاق همسرانشان همراه خود دکتر به منزل یوتاب میروند و با حضور پدر و مادر یوتاب شب خوبی را ...
audio

با وجود مخالفت سایرین یوتاب اصرار میکند که دعوت آقای جعفری به شام را قبول کنند ولی ...
audio

یوتاب و دکتر نادری به میهمانی منزل خواهر دکتر نادری میروند و با پرسشهای آقای جعفری از یوتاب در باره دیانت بهائی ...
audio

خلاصه ای از آنچه که گذشت.
audio

یوتاب به حکم دادگاه به پنج سال زندان تعلیقی محکوم و با سپردن وثیقه آزاد میشود.
audio

بعد از دو ماه که یوتاب در سلّول انفرادی زندانی بود توانست با اعضاء خانواده اش و دکتر نادری ملاقات داشته باشد.
audio

یوتاب دستگیر و مورد بازجوئی قرار میگیرد.
audio

دختر دائی یوتاب و چند تن از بهائیان دیگری که در مؤسّسه علمی آزاد خدمت میکردند دستگیر میشوند.
audio

دکتر نادری که به آلمان رفته بود پس از آنکه خانواده اش از یوتاب برای ازدواج با او خواستگاری میکنند به ایران بر میگ...
Followers
Subscribers